
از زمانه های خیلی دور تا اکنون درکشورهای ایران وافغانستان وآسیای میانه وترکیه وپاکستان وحوزۀ قفقاز،هرسال در آخرين هفته پايان سال خورشیدی، جشن چهارشنبه سورى برگزار ميگردد. در جشن چهارشنبه سورى مردم دور هم جمع ميشوند و دسته هاى گز وچوب را رويهم ميگذارند وآتش ميزنند و سپس از روى آتش مى پرند و حين پريدن از روى آتش ميگويند:
زردى من از تو ، سرخى تو از من !
و وقتى بار دوم ميخواهند از روى آتش بپرند، ميگويند:
سرخى تو از من ، زردى من از تو!
یعنی زردی وبیماری وناتوانی را ازمن بگیروسرخی وشادابی وتندرستی را بمن ببخش!بدين سان به شادى و سرور مى پردازند و از آن لذت مى برند و تا پاسى از شب اين آئين را گرامى ميدارند.
درافغانستان با وجود ترس از روحانیت مسلمان بنیادگراومتعصب،هنوزهم دربرخى ازشهرها اين رسم بجا آورده ميشود. مثلاً: درغزنى دختران جوان وپسران جوان درشام چهارشنبه آخرسال در بيرون از آبادى، بته هاى خار وهيزم را روى هم توده ميکنند وآنرا آتش ميزنند وبعد از روى آن مى پرند. دختران جوان ودم بخت ظرفى سفيد را پراز آب ميکنند وبعد هريک انگشترى خود را درآن مى اندازد، سپس يکى از دختران و ياکودکى دست در ظرف فروبرده يک انگشترى را بيرون مى آورد و به کسى که فال گرفته ميدهد، اگر انگشترى بانيتى که دختر در دل بسته يکسان باشد، آنگاه تصور ميکنند که آن دخترتا چهارشنبه هفته آخرسال آينده پشت بخت خود ميرودو شوهر ميکند.
در هرات، خاکستر آتش چهارشنبه سورى را دخترى بايد جمع کند و دور از محل خود بريزد و هنگامى که برميگردد، در ميزند و ازداخل خانه پرسيده ميشود:
کيست ؟
دخترجواب ميدهد:منم.
ميپرسند، ازکجا ميآئى ؟
ميگويد: ازعروسى .
مى پرسند: چه آورده اى؟
ميگويد: تندرستى.
در بدخشان در چهارشنبه سورى دختران موى سرخود را به چهل رشته تقسيم وآن را مى بافند و درانتهاى رشته موها شاخه ظريفى مى بندند تا تمام چهل رشته به ترتيب درکنار همديگرقرار گيرند. آنان هنگام پريدن از روى آتش ميگويند:« به روى مبارکت گردم ، زردى مرا گير و سرخى ات را بمن ده!»
درتاجيکستان وازبکستان ، دربخارا و سمرقند وشهر سبز، درشب آخرين چهارشنبه سال همه مردم خود را مى شويند و مردان موى سرخود را مي تراشند و آنگاه از روى سه بوته آتش زده مى پرند و ميگويند:
«روى پاک از تو ودامن پاک از ما».
درخراسان دختران نوجوان خانه بخانه ميگردند و درظرفى قاشق ميزنند واز صاحب خانه آجيل وشيرينى ميگيرند. درروستاهای خراسان هرخانواده چهارشنبه سورى را با سه يا هفت بوته خارآغاز ميکنند و پير وجوان وکودک از روى آتش مى پرند و ميگويند: «آل بدر، بلا بدر، دزد بدر وحيز از دهات بدر!»
بدين ترتيب جشن چارشنبه سوری وجشن نوروز با وجود تغييرات اعتقادی و اجتماعی در منطقه، همچنان در
خاطره فرهنگی اقوام آریائی باقی مانده است. امروز شايد در تمام کشورهايی که در آنها نوروز برگزار می شود هيچ
عنصر فرهنگی ديگری تا به اين اندازه قادر به معرفی هويت آریائی یا ايرانی آنان نباشد.
چارشنبۀ سوری هیچ ربطی به آداب زرتشتی ندارد:
باید گفت که جشن چهارشنبه سورى ، هيچ ارتباطى به آداب زرتشتى ندارد ورسمی قدیمی تر ازآداب زرتشتیان است، زيرا درتقويم زرتشتى ، روزهاى هفته وجود ندارد، تا چهارشنبه اى وجود ميداشت . در تقویم زرتشتى سال به دوازده ماه تقسيم شده وهرماه به سى روز و هر روز نام خاصى دارد.بدین شرح :
١ - اورمزد: هستى بخش بزرگ، دانا ، نام خداوند،٢ - بهمن: انديشه نيک ،٣ -ارديبهشت : بهترين راستى وپاکى، ٤ -شهريور:شهريارى نيرومند، ٥ -سپندارمزد: فروتنى ومهرپاک ، ٦ -خورداد: تندرستى ورسايى ، ٧ - امرداد: بى مرگى وجاودانگى ، ٨ - دى بآذر: آفريدگار ، ٩ -آذر : آتش ، ١٠ - آبان : آبها ، هنگام آب ، ١١ - خير(خور) آفتاب ، خورشيد، ١٢ - ماه : ماه ، ١٣ - تير: ستاره تير، ستاره باران ، ١٤ -گوش (گئوش): جهان ، زندگى وهستى ، ١٥ -دى به مهر: آفريدگار، ١٦ - مهر: دوستى ، پيمان -١٧، - سروش : فرمانبردارى ، ١٨ - رشن : دادگرى ، ١٩ - فروردين : فروهر، روان جاودانه ، ٢٠ -ورهرام : پيروزى ، ٢١ - رام : رامش ، شادمانى ، ٢٢ - باد : باد ، ٢٣-دى به دين : آفريدگار، ٢٤-دين :بينش درونى (وجدان)، ٢٥ - ارد(اشى) : خوشبختى ، دارائى و خواسته ، ٢٦- اشتاد: راستى ، ٢٧ - آسمان : آسمان ، ٢٨ - زامياد: زمين ، ٢٩ - مانتره سپند: گفتار نيک ، ٣٠ . انارام : فروغ وروشنائى بى پايان.(1)
از سوى ديگر درنزد زرتشتيان آتش عنصر مقدسى است و پريدن از روى آنرا بى احترامى به آتش تلقى ميکنند. چون در زبان هاى هند و اروپائى، خورشيد بنامهاى « سون، زون، زور، سور و سول» ناميده ميشود، بنابرين درچهارشنبه آخرسال، ميترائيان، به پاس نور وحرارتى که خورشيد درطول سال به مردم ارزانى داشته ،جشن ميگرفتند. در تقويم اسلامى چون چهارشنبه روز نحس شمرده ميشود، پس جشن چارشنبه سورى(خورشيد- میترا) را در ایران بعد از ظهر سه شنبه برگزارميکنند،اینکه این تغییر درچه زمانی ودرعهدکدامیک از سلاطین ایران تغییرخورده است، بطوردقیق روشن نیست،اما باید به عهدصفویان چنین تغییری صورت پذیرفته باشد، زیرا درکشورهای سنی مذهب مردم این رسم را درشام روزچهارشنبه برگزارمیکنند، ولی درایران شیعه این مراسم در بعد از ظهر روز سه شنبه برگزارمیشود.
گفتیم که "سور،زور، سون وسول" همگی به معنی خورشید (2) است،پس چرا از میان این همه نامها، کلمه "سور " انتخاب و زبانزد عام وخاص شده است؟چون یک معنی سور،جشن وشادمانی است، به همین خاطر مردم این کلمه را برگزیده اند تا این جشن از آسیب روحانیت متعصب در آمان بماند. با دریغ که روحانیت اسلامی ، هرسنت قبل از اسلام را، به آئين زرتشتى نسبت داده وبجا آوردن آنرا مذموم دانسته اند. بنابرین مردم با نادیده گرفتن نهی روحانیت به دنبال بهانه ای میگردند تا به خوشی وشادمانی بپردازند وبه همین جهت چهارشنبه سوری را به معنا ومفهوم شادمانی وسرور، برگزار میکنند وجشن میگیریند وشبی را با شادمانی آغاز و با شادمانی به پایان میرسانند.
پایان
18/ 3/ 2014=27 حوت 1392ش
1-مجله پژوهش های ايرانی ،شماره ۱، صص ۱۰۷.۱۰۸
2-درسال ٣٣ هجرى عبدالرحمن بن سمره سردار لشکر عرب در نزديک بست در محل جبل الزور زمينداور برمعبد زور(خروشيد) حمله برد و تندیس رب النوع خورشيد را که ازطلاى ناب وچشمانش ازياقوت سرخ بود، از جاى برکند و هردوچشمش را بيرون کشيد وبدينگونه اين اثر هنرى را تخريب نمود.(تاریخ افغانستان بعد ازاسلام،جلداول،ص ۲۷۱) در افغانستان در نيمه دوم قرن بيستم دانشمندان باستان شناسى در دامنه کوه خيرخانه درکابل ، موفق به کشف مجسمه رب النوع سوريا(خورشيد) شدند. رب النوع سوريا از مرمر اعلی سفیددرحالى که ارابهً او را دواسپ بالدار بسوى آسمان میکشند، ديده ميشود. منظور از يادآورى رب النوع زور و سوريا، ريشه يابى جشن چهارشنبه سورى است.
کاندید اکادمیسین سیستانی