قامت شمشاد/منیژه پلنگ پوش

دانم  دوباره خانه ام آباد می شود ....

احساس من چو قامت شمشاد می شود.....

آخر کدام مکتب و مسلک چنین نوشت؟.......

هر گلبی تباه ز بیداد می شود.....

گلزار خفته،بلبل عاشق خموش ماند!....

بستان هماره دست خوش بادمی شود......

دیگر صدای تیشه به گوشم نمی رسد.......

شاید که کوه، قاتل فرهاد می شود !.....

باور نمی کنم که شعورلطیف عشق.......

در یک جدال عاطفه جلّاد می شود !......

زخمی به قلب من ز جفای تبر رسید......

هرروز مهلک و کهن و حادمی شود....

دی پیر مِی فروش به وصلم نوید داد......

گویا دوباره میکده اباد می شود......

من آن نگارو صید دل از دست دادهام.......

آن آهویی که عاشق صیّاد می شود........

 

نگارین.........(از کتاب سخن عشق -چاپ:1380(