سکوت در مقابل خون/لیلا محمد زاده

 

سکوت در مقابل خون/لیلا محمد زاده(برگرفته از مقاله سکوت در مقابل سکوت دکتر فداحسین مالکی)

این روزها شایعات جسته گریخته ای در رابطه با آزادی پنج مرزبان به گروگان گرفته شده در مرزهای شرقی کشورمان به گوش می رسد ، اخبار و مطالب ضد و نقیضی که انسان را ناخوداگاه به یاد ماجراهای دهه 80  و گروهک عبدالمالک می اندازد ، حوادث حادث شده در ماه های اخیر که اغلب آنها توسط گروهگ جدیدالظهور جیش العدل صورت پذیرفته مجددا حوزه استراتژیک جنوب شرق ایران را در کانون توجه مسئولین و اذهان مردم قرار داده است  ، حوادثی از این دست که مدتی است به عنوان یک تهدید امنیتی جدی در سرتاسر مرزهای شرقی ما رخ کشیده است و می تواند چالش های امنیتی بزرگتری را به تبع خود نمایان کند ، نیازمند آن است که کارگروه های نظامی و امنیتی و سیاست خارجی ما را برای حل و فصل همیشگی این قبیل موارد به طور جدی فعال نماید . پذیرش این حقیقت که محیط راهبردی ایران از جمله امنیت ملی ما متاثر از حوزه های ژئوپلتیک پیرامونی خود است این دقت را می طلبد که دولتمردان و سیاست گذاران کشورمان با جسارت و دقت بیشتری عمل نمایند و برای باز تولید ، توزیع و استقرار امنیت پایدار در سیستان و بلوچستان با گسترش هم افزایی های بهینه و تعاملات موثر بین نهادهای ذیربط و مدیریت عقلانی تهدیدات بالقوه وارد عمل شوند ، تجربه سال های گذشته نشان داده که برخوردهای جزیره گونه از جانب نهادهای مختلف شاید توانسته برای مدت کوتاهی از بار سنگین این حوادث کاسته باشد اما باز به شکلی دیگر تهدیدی جدیدتر جلوه می نماید،  این حقیقت تلخی است که ما همواره در حوزه امنیتی خود در مرزهای جنوب شرق کشورمان با کشور پاکستان دچار چالش های عمیقی بوده ایم، مرز طولانی ما با این کشور که در حدود 987 کیلومتر می باشد سالهای طولانی است که مسئله ساز می باشد هرچند تعاملات ما با کشور پاکستان در حوزه های گوناگون بسیار عمیق و دوستانه است که حاصل فراوانی اشتراکات متعدد فرهنگی، دینی و سیاسی است اما مسئله تهدیدات امنیتی انسانی حادث شده در سالهای اخیر بین دو کشور به شدت بر همگرایی دو کشور تاثیر گذاشته است و می تواند بر شکل کلی روابط دو کشور نیز ضربه های جبران ناپذیری وارد نماید، از جمله مهم ترین مواردی که این چالش را گسترده تر کرده و باعث افزایش دامنه آن گردیده می توان به موارد زیر اشاره کرد :

1.      تمایل دولت پاکستان به همکاری بیشتر با آمریکا 

2.      ناتوانی سرویس های اطلاعاتی و دولت پاکستان در مقابله با اشرار

3.      وجود برخی عوامل حمایت کننده از  اشرار ضد ایرانی در سرویس امنیتی پاکستان

4.      عدم حاکمیت دولت مرکزی پاکستان بر مناطق ایالتی مرزی خود به خصوص در مرزهای مشترک با کشورمان

5.      حضور ماموران امنیتی و اطلاعاتی کشورهای غربی از جمله انگلیس و آمریکا در منطقه، تحریک و دخالت در حوادث منطقه

6.      فعالیت گسترده حامیان تروریسم و رادیکالیسم اسلامی با گرایش های تند منسوب به جریان سلفی و وهابیت در داخل خاک پاکستان و اغلب در مدارس علوم دینی این کشور

7.      نفوذ و سرمایه گذاری برخی کشورهای عربی منطقه در مناطق ایالتی پاکستان و تاثیر گذاری آنها بر حاکمیت مرکزی این کشور

 به همه موارد بالا باید عدم وجود اراده واقعی در دولت مرکزی پاکستان برای کنترل مرزهای مشترک با کشورمان را نیز بیفزایم ، ظهور دومین شکل تروریسم سیاسی در حاشیه مرزهای شرقی کشورمان آن هم با گرایشات تند وهابی که مانند سلف شیطانی­اش نام اسلامی نیز بر خود نهاده است نشان دهنده منشاء فرا منطقه ای این دست پدیده ها در پیرامون مرزهای ما می باشد که جریان رقابت قدرت در منطقه منشأ ایدئولوژیکی و مالی آن است.

فارغ از حواشی پیدایش این گروهک جدید و چند و چون عملیات ها و رفتارهای ثبت شده از آنها ، چیزی که بیش از هر مورد باعث تامل می گردد ، نحوه مواجه دولتمردان کشورمان با این گونه حوادث است، تجربه کشورمان در مورد گروهک عبدالمالک که البته تجربه بسیار تلخی نیز بود هرچند با دستگیری سرکرده این گروهک و برنامه ریزی کوتاه مدت نهادهایی مانند وزارت کشور و وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران و نیروی انتظامی و برخی دیگر که در موضوع تاثیر گذار بودند  برای مدتی توانست روی آرامش را به این منطقه بازگرداند، اما با ظهور گروهک جیش العدل به سرکردگی یکی از عوامل گروهک عبدالمالک با نام مستعار صلاح الدین فاروقی این بار با ساختار به مراتب سازمان یافته تر از قبل، نشان داد که دولتمردان ما در ریشه کن نمودن این پدیده شوم نیازمند خلق تدابیر موثرتر و ماندگارتر از آنچه که تا کنون اندیشیده­اند می باشند . حتی اگر ما در بررسی ریشه های تشدید و تداوم این قبیل حوادث در منطقه جنوب شرق کشورمان عوامل تأثیر گذار متعددی چون توسعه نیافتگی ساختارهای کلیدی منطقه مذکور، فقر و محرومیت فزاینده در بسترهای گوناگون این استان ، عدم توجه مطلوب سیاست گذاران حکومتی به این منطقه استراتژیک و هزاران مورد مهم دیگر را نیز نادیده بگیریم و فقط به یک مورد برخورد با تهدید امنیتی صرف در حاشیه شرقی کشورمان بسنده کنیم  متأسفانه باز شاهد هستیم که هرگز مقابله کارآمد و مناسبی با این چالش عمیق سیاسی امنیتی از سوی دولتمردان ما صورت نگرفته است، از آنجایی که اغلب این حوادث در کیلومترها دور از مرکز به وقوع پیوسته و اغلب آنهایی که در مورد تعامل با این قبیل موارد تصمیم گیرنده هستند غالبا خود یا هرگز به این منطقه نیامده اند و با شرایط آن چندان آشنا نیستند و  یا بدون در نظر گرفتن تمامی عوامل و زمینه های دخیل در  بروز  آن اقدام به تصمیم گیری کرده اند ، بنابراین ما شاهد برخوردهای جزیره گونه و دفعی و موردی هستیم که فقط می تواند برای مدت زمان کوتاهی تاثیر گذار باشد در عین حال بسیار پرهزینه چه از نظر انسانی و چه از نظر مالی می باشد . هر چند نباید تلاش های ارزشمند صورت گرفته در این استان را نادیده گرفت اما باید به طور جدی و با نگاه ملی و کشوری در جهت رفع این معضل تلاش کرد ، به نظر می رسد بسنده کردن به تذکر کتبی و شفاهی به وزارت خارجه پاکستان در مورد رسیدگی به وضعیت امنیت مرزهایش در هنگام بروز این حوادث بسیار ساده انگارانه است و رفتار منفعل این کشور در طی سال های گذشته موید این نکته است که هرگز نباید به کمک های پاکستان در رفع این موارد دلخوش بود ، شاید یکی از بهترین راهکارهای موجود در بعد فرا مرزی در حال حاضر بازگذاشتن دست ایران در تامین امنیت مرزهای مشترک بین دو کشور است که البته همراهی نسبی بین دو کشور را می طلبد، راهکاری که مدت هاست از سوی برخی نخبگان استان که به خوبی از شرایط خاص منطقه آگاهند ( دکتر مالکی سفیر سابق ایران در افغانستان) پیشنهاد گردیده اما تا کنون به کار گرفته نشده، از طرفی در بعد داخلی نیز باید عزم جدی و ملی برای حل و فصل معضلات استان مظلوم و صبور سیستان و بلوچستان ایجاد گردد تا به طور همزمان بتوان با زمینه ها و ریشه های پیدایش و تشدید و استمرار این قبیل حوادث مقابله موثر نمود . اگر اراده قوی برای حل جدی این چالش اندیشیده نشود در آینده نزدیک ممکن است این زبانه هرچند کوچک دامنه وسیعی به خود بگیرد و عواقب جبران ناپذیری را برای کشور ایران به بار بیاورد.

 

 در نهایت اینکه به جای سکوت در مقابل سکوت  که حالا به سکوت در مقابل خون بسیاری از فرزندان این خاک عزیز تبدیل شده ، باید گفت که تجربه تاریخی این ملت نشان داده که در هر بزنگاهی که دولتمردان موثر این سرزمین در مقابل ظلم ناروای جاری بر این مردم سکوت کرده اند ، خود به اولین خسارت دیدگان از حادثه رخ داده تبدیل شده اند و در نهایت شجاعت و استقامت این مردم مقاوم و کم ادعا به پیروزی رسیده است ، پس چه بهتر که علاج واقعه قبل از وقوع کرد هر چند حالا دیگر کمی دیر شده است .