پرسه برای مرگ دریاچه هامون

 

امین الله سرابندی

 

 

« هوالباقی»

پرسه برای مرگ دریاچه هامون

امین اله سرابندی

با نهایت تاسف و تاثر در گذشت میلیونها ماهی و صدها هزارمرغابی و دیگر مرغان و بزرگترین دریاچه آب شیرین و هفتمین تالاب بین المللی را به عموم جهانیان بخصوص مردم اندوه زده سیستان تسلیت گفته برای آن در گذشتگان آه و حسرت و برای کسانیکه می توانند و از جرعه ای آب برای دریاچه دریغ می ورزند جزای عاجل و نفرین ابدی از درگاه حضرت دوست آرزو می نماید .

آه و دریغ و صدافسوس

دعا کردیم شفا نبود

گریه کردیم روا نبود

اما هیچ نگفتن هم صلاح نبود .1

وای حسرتا در برابر دیدگان حسرت زده سیستانیها دریاچه مقدس هامون ویران شد  ماهیها خاک شدند و نیزار پرپرشد پهلوانان در شاهنامه به عزا نشستند .

گرازها با سومری های خود سربه بیابان گذاشتند و سمورها از تشنگی راهی آبهای غریب شدند . فقط آشیه که دواگرماند تاهر شبانگاه برخرمن ماهیها ی مرده پرواز کند و مجلس پرسه برپا کند و آه و نفرین را نثار افرادی نماید که جرعه ای آب را از دریاچه دریغ داشتند . مرغان مهاجر که به دیدار دریاچه آمدند فریاد زدند . چه کسانی چنین کردند . فاجعه از ناحیه چه کسی بود . کاوس آتش بپا کرد و صابری و سیاوش را در آتش افکند ، یا تورانیان کینه توز با خنجر حیله سهراب و ماهیها را پهلو دریدند . تورانیان بودند یا نه خودی ها بودند که بر تشنگی دریاچه چشم فرو بستند .دریغ و درد آب را بستند ، کوفیان نبودند . لشکر خودی بود که با شمشیر از نیام کشیده ماهیان را برخاک انداختند . مرغابی های تشنه و کور  فریاد می کشیدند که با لشکر خودی و بیل وبلدزر آبی را که میراث سالیان بود از دریاچه دریغ داشتند و نیزار این سفره نان دامدارها خشکید ، دامدارها گاوهای لاغرشان را راهی کشتارگا ه ها کردند . وخودشان چونان مرغان مهاجر رهسپار غربت شدند . و دریاچه خاکهایش را چونان اندوه برسرو روی سیستانیها فرو ریخت وراهی بیمارستانهایشان کرد . و مرغان مهاجر با چشمانی باز می دیدند که آبی را که سهم ماهیان و مرغان بود دزدکی در لوله کرده و به دیاری دیگر می بردند . فلامینگوهای مهاجر نیز این خیانت را می دیدند و با خود می گفتند . اینان کیانند که سیستانیها را از رقص دل انگیز محروم کرده اند . وقتی که مجلس پرسه دریاچه را بر  پرهای مرغان به خاک افتاده نوشتند و به باد 120 روزه سپردند . خواجه در کوه خدا از گور سر برآورد و آنگاه که تباهی دریاچه را دید برخود لرزید . فریاد زد آی دلاوران و پهلوانان سیستان . چه نشسته اید که تورانیان بیرحم حمله آغاز کرده اند و شمشیر درمیان ماهیان و نیزار نهاده اند . تهمتن به همراه گیووفرامرز وگستهم دور خواجه گرد آمدند .تهمتن با فریادی رعد آسا بانگ بر آورد : آی پیر فرزانه این بیداد که بر سیستانیها رفته است حمله تورانیان و دیگر دشمنان نیست بلکه نیرنگ خودی هاست که به کین برخاسته اند و آبی را که میراث ما بوده . برای خوش آمد گویی زور مداران  دمداران به دیاری دیگر برده اند . آی پیر فرزانه سیستان از این نا مردی ها  بسیار دیده است فرامرز که از ستیغ کوه اوشیدا نیزار را می نگریست آواز دید ، پدرمگر فراموش کرده ای حمله شاهرخ تیموری را به سیستان این خودی ها بودند که به او گفتند سدها را ویران کن و شاهرخ چنین کرد و سیستان ویران شد .پس اگر از قطره ای آب به نیزار دریغ می شود ، خودی هستند که مهر سکوت بر لب زده اند . و زمانی که پهلوانان سیستان از غیظ شاهنامه را ترک می کردند . اسفندیار خسته و نالان به دیدار خواجه آمد و گفت خواجه روا نیست ، اینجا سرزمین پیامبری است که برای اولین بار در سه هزار سال قبل خداشناسی را به مردم آموخت و سیستانیها از پیشگامان خدا شناسی در جهان بوده اند . روا مدارید که سرزمین خدا پرستان و  شاهان اساطیری و مسلمانان راستین امروز نابود  شود آشیه که  دواگر که ناظر گفتگوها بود گفت پهلوان امشب به اتفاق مرغان مهاجر بر سر گور مرغان مرده و ماهیان خاک شده مجلس پرسه برپا خواهم کرد و به آنها خواهم گفت تا نا مردی ها را به نفرین به نشینند و دعا کنند و از خدا بخواهند تا بارانی فرو ریزد زیرا از آدمیان هیچ انتظاری نیست .

1-  این نوشته از نادر ابراهیمی است

2-  بچه خوکها را در سیستان سومری می گویند

3-  مرغی است شبیه بو تیمار  که بر شب در دریاچه ناله می کرد

 

4-  صابری نام دیگر دریاچه هامون