
اشكال، ابعاد و رویکردهای مختلف گردشگري
شناخت اشكال مختلف توريسم از اين نظر مهم است كه ميتوان با تكيه بر آن اولاً، پديدههاي مختلف طبيعي و انساني مورد توجه قرار ميگيرند، ثانياً: با بهرهگيري از هر يك از آنها ميتوان كانونهاي جديدي از گردشگري را بوجود آورد. اين موضوع از بعد مزيتهاي نسبي در قياس با ديگر فعاليتها نيز قابل توجه است زيرا:
- پديدههاي طبيعي و انساني جاذب گردشگري متنوع، متكثر در فضاي ملي و بينالمللي گسترده است.
- بهرهگيري از آنها بر خلاف سياست قطب تنها به شكوفايي و توسعه كانونهاي توسعه كمك نميكند چه بسا كه كانونهاي توسعه نيافته و در انزوا قرار گرفته نيز فرصت توسعه مييابند و اين امر تعادل فضايي و مكاني را در گسترة ملي بدنبال خواهد داشت.
- با توجه به انتقال قدرت خريد از مبداُ به مقصد، هر يك از كانونهاي جديد منتفع خواهند شد.
- توليدات مقصد بويژه صنايع دستي جان تازهاي خواهند يافت.
- فرصتهاي جديد از اشتغال با هزينه كمتر در قياس، با ساير فعاليتها ايجاد خواهد شد.
بنابراين در راستاي منافع و مزيتهاي ياد شده و در چهار چوب تعريف و انگيزههاي توريست ميتوان به اشكالهاي زير اشاره نمود:
1- توريسم تفريحي؛ با بهرهگيري از تفرّجگاه، جنگلها، سواحل، نواحي كوهستاني حتي كويرها.
2- توريسم ورزشي؛ با توجه به ويژگيهاي محيطي و شرايط جغرافيايي.
3- توريسم اجتماعي؛ با اهداف ديدار از اقوام و دوستان، خويشاوندان.
4- توريسم بازرگاني و تجاري؛ ناشي از شركت در نمايشگاه.
5- توريسم مذهبي و زيارتي؛ يكي از رايجترين اشكال جهانگردي در سراسر جهان است.
6- توريسم سياسي؛ به منظور شركت در اجلاس و مجامع بينالمللي، كنگرهها و سمينارهاي سياسي جشنهاي ملي، مذهبي و .....
7- توريسم تاريخي، فرهنگي و هنري؛ براي آشنايي با آداب و سنن و مواريث فرهنگي بناها و آثار تاريخي با اهداف آموزشي، تحقيقاتي و پژوهشي.
8- توريسم درماني و بهداشتي؛ با اهداف پزشكي و درماني كه شرايط جغرافيايي نظير آب و هوا، چشمههاي معدني و آبهاي گرم و گلفشانها در شكلگيري آن مؤثر هستند.
همچنين ميتوان از زواياي ديگري نيز توريسم را تقسيمبندي نموده به عنوان نمونه :
گردشگري مكاني
گردشگري از نظر فصلي: توريسم تابستاني، توريسم زمستاني،
گردشگري از نوع مسافرت : گردشگري انفرادي، گردشگري گروهي ( سازمان يافته ).
والن اسميت)valene smith (گردشگري را بر حسب نوع تقاضا كه بيشتر جنبهُ كيفي دارد به هفت مقوله تقسيم ميكند و عبارتند از:
1- كاشف؛ تعداد بسيار محدودي از گردشگران به دنبال اكتشاف هستند و بدين لحاظ با مردم محلي در ارتباطاند.
2- نخبه؛ افراد مستقل به طور ويژه با هدف خاصي از مناطق خارجي ديدن ميكنند.
3- غير رسمي و غيرمتداول؛ تمايل به گريز از شلوغي و ازدحام.
4- غير معمول؛ بازديد از اهداف ويژهاي نظير خطر فيزيكي يا دوري از خطر.
5- مسافرت گروهي ابتدايي؛ جريان ثابتي از مسافران كه به تنهايي يا گروههاي سازمان يافته كوچك با استفاده از خدمات اشتراكي به مسافرت ميپردازند.
6- مسافرت گروه انبوه؛ تورهاي مسافرتي كه گردشگران را در بازديد از مناطق خارجي راهنمايي ميكنند.
7- مسافرت از طريق قراردادها؛ مسافرتهاي گروهي به مناطق تفريحي كه تا حدودي امكان بسياري از تسهيلات استاندارد شده غربي را با يكديگر ميآميزد و در اختيار مسافران قرار ميدهد. هر يك از اين مقولات تاُثيرات متقابلي بر جامعه و منطقه ميزبان داردو بطور روزافزون آثار عميقتري در هر يك از مقولات نامبرده احساس ميشود ( لي، 1378: 38-37 ). اريك كوهن يك تقسيم بندي ( نوع شناسي )، شناخت هنجاري ارائه مينمايد كه در آن تمايز و تفاوت انواع مسافرتها با هدفي كه مسافر دارد مشخص ميگردد :
1- تفريحي : يكي از معمولترين اشكال گردشگري است كه سفر تنها به منظور رفع خستگي و تنشهاي ناشي از كار صورت ميگيردو ساير مسائل اهميت چنداني براي مسافر ندارد.
2- سرگرمي : زماني كه مسافرت به منظور گريز از دلتنگي و خستگي و يكنواختي محل زندگي صورت ميگيرد.
3- مشاهده : در اين حالت گردشگر به عنوان مسافر مدرني در نظر گرفته ميشود كه در جستجوي اسناد و مدارك و اعتبار در زندگيهاي ديگر جوامع است زيرا او معيارها، اسناد و مدارك و اعتبار زندگي در جامعه خود را كامل نميداند.
4- آزمايشي و تجربي : زماني رخ ميدهد كه مسافر شروع به آزمون نوع زندگي ديگران با نوع زندگي خود مينمايد.
5- موجوديت و ارزيابي خود : اين نوع گردشگر را شخصي توصيف ميكند كه به دنبال تجربه مسافرت به يك روحيه جديد دست يافته باشد ( همان : 39-38 ).
والن اسمیت نیز به سهم خود پنج نمونة بزرگ از جهانگردی را، که به نوع اشخاص در سفر و استفاده کننده از تعطیلات بستگی دارد، مطرح میکند :
نخست؛ جهانگردان قومی که در جستجوی جمعیتهای باستانیاند تا بتوانند آداب و رسوم و عادات آنان را بشناسند؛اینجاجهانگرد به قومشناس و کاشف نزدیک است.
دوم؛ جهانگردی فرهنگی است که در آن جهانگردان جوامع روستایی را به منظور دیدن و شناختن هنرهای عامه و شنیدن موسیقی آنان مورد بازدید قرار میدهند.
سوم؛ جهانگردان تاریخی در پی دیدن گنجینهها، کلیساهای جامع، مناطق بزرگ تاریخی و تمدنهای محو شده یا موجودند.
چهارم؛ جهانگردی بوم شناختی نیز وجود دارد که مربوط به نخبگانی است که در جستجوی مناطق بکری مانند آلاسکا، گالاپاگوس و قطب جنوباند.
پنجم؛ جهانگردی سرگرمکننده، جهانگردی بیشترین تعداد مردم است و با فعالیتهای ورزشی یا گذران اوقات فراغت در ایستگاههای آب گرم، ساحلها یا نقاط برفی همراه است(لانواکار، 1381:74). پاپلي يزدي در يك مقاله تحقيقي از مسأُله تبارشناسي گردشگري نشان داده است كه چگونه در اعصار مختلف گونه و انواع گردشگري تغيير مييابد كه به نوعي تاُكيد بر اين نكته خواهد بود كه تعريف توريسم و گردشگر نيز به تبع آن در حال تغيير است ( جدول شماره 1).

مطابق جدول فوق گرچه ما در مراحل آغازين مدرنيته قرار داريم، اما روند تحول و دگرگوني بگونهاي است كه هم عامل حركت و جابجايي در گردشگري كمرنگ ميشود و هم پديدههاي متنوع و متكثري در فرايند ژئوپلتيك گردشگري آينده پررنگتر ميگردند.
البته حركتهاي گردشگري در انواع و در دورههاي تاريخي خود همواره تحت تاُثير عوامل فرستنده و عوامل جذب كننده بوده و هست. عوامل فرستنده، مجموعه شرايطي است كه موجبات پيدايش يك حركت و جريان جهانگردي را در نقطه مبداُ فراهم ميسازد. اين عوامل از امكانات و رفاه مادي از يك سو و مشكلات زندگي شهري از سوي ديگر ناشي ميشوند. عوامل جذب كننده نيز مجموعه شرايط و پديدههايي هستند كه هر يك ميتوانند به عنوان جاذبههاي توريستي مد نظر باشند. اين عوامل شامل جاذبههاي طبيعت و چشماندازهاي جغرافيايي، يادمانهاي تاريخي، جاذبههاي فرهنگي، مذهبي و نظاير آن ميباشند ( رضواني، 1374: 46 ). سينيور ( 1982 ) عوامل فرستنده و عوامل جذب كننده را تحت عنوان مزيتها و عدم مزيتها ( كاستيها ) بيانان داشته است ( جدول شماره 2).
جدول شماره 2 : ارزيابي خصوصيات يك منطقه گردشگري
|
مزيتها |
عدم مزيتها ( كاستيها ) |
|
جاذبه فيزيكي ( محيطي ) آب و هواي خوب و مناسب عوامل جغرافيايي ( نزديكي ) سطح پايين هزينههاي مسافرت امكانات مناسب ثبات سياسي پيشرفتهاي اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي آثار تاريخي، مكانهاي جديد اقامتگاههاي ارزان |
تورم بالا نرخ بالاي بزهكاري حوادث تروريسم عدم ثبات سياسي حكومتهاي غير مردمي اقتصاد ضعيف داوريهاي قضايي خشن و بدون ضابطه |
ماُخذ. لي، 1378 : 35
صنعت گردشگري در چارچوب رويكردهاي اساسي
- رويكرد اقتصاد سياسي
در اين رويكرد تلاش ميشود تا نشان دهندكه چگونه گردشگري بينالمللي در يك نظام اقتصادي جهاني، كه ويژگياش اختلالات و عدم توازنهاي شديد است رشد و پيشرفت ميكند. اين اختلالات و عدم توازنها به عنوان پيامد مستقيم تسلط مقتدرانه بر جهان سوم ناشي از ايجاد الگوهاي خاص پيوندهاي تجاري و “منطقه نفوذ “پيشين در آن زمان بوده است كه در چارچوب نظريه وابستگي (دهههاي 1960 و 1970) مورد تحليل قرار ميگرفت. بريتون (1981) مدلي از صنعت گردشگري را به صورت سلسله مراتب سهگانهاي ترسيم كرد كه در راُس آن شركتهاي اصلي مادر شهرها، در سطح مياني بنگاههاي مربوط در جهان سوم و در قاعده آن مجموعهاي از بنگاههاي محلي كوچك مقياس قرار دارند. اهميت نسبي اين سه سطح را ميتوان به وضوح در هزينههاي گردشگري مشاهده كرد كه در آن بنگاههاي محلي تنها به عنوان دريافت كننده سهم كوچكي از كل منابع مالي، بشمار ميروند. اليوت (1997) بر آن تاُكيد مي داشت كه در جهان كنوني مقوله توريسم فراتر از يك فعاليت اقتصادي، همواره به عنوان يك پديدهُ اجتماعي و پوياي جهاني داراي پيچيدگيهاي خاص خويش است (محلاتي، 1381: 25-24).
- رويكرد كاركردي
يك شيوه تحليليتر و تا حدودي تعميم يافته در مورد گردشگري بينالمللي عبارت است از تقسيم فرآيند سفر به سه عنصر اصلي يعني يك مرحله پويا كه حركت به سمت مقصد و بازگشت از آن را در برميگيرد با يك مرحله ايستا كه شامل اقامت ميشود و يك عنصر تبعي (نتيجه) كه تاُثيرات اساسي اقتصادي، فيزيكي و اجتماعي را بر محيط توضيح ميدهد. اين مقولهها توسط آليسترماتيسون Alister Mathieson و جفري وال Geoffrey Wall به عنوان مجموعهاي از بخشهاي مرتبط با هم كه داراي پيوندهاي باز خور در سرتاسر سيستم هستند توضيح داده شدهاند.اين ديدگاه بر خلاف ديدگاه قبلي به نابرابريهاي موجود در اين صنعت توجه چنداني نميكند و ترجيح ميدهد كه به توصيف گردشگران، تاُثيرات گوناگون و انواع مختلف مناطق مقصد بپردازد. بنابراين با توجه به تغييرات شديد اقتصادي، اجتماعي بويژه فنآوري در دهههاي اخير تصوير كامل تنها زماني به دست خواهد آمد كه هر دو ديدگاه با هم مورد بررسي قرار گيرند ( لي، 1378: 24-23 ).