
بازارچه راه افتاد و تجارت با افغانستان شکل رسمی به خود گرفت اما خون دل های زیادی خوردم حتی دادستان انقلاب زابل با آنکه سیستانی بود طی نامه ای برای رییس محترم قوه قضاییه بازارچه را زیر سئوال برد و گفت که افرادی که در بازارچه فعالیت می کنند اشرار هستند و خواستار تعقیب قضایی من شده بود(تصویر نامه دادستان وقت که از بومی های سیستان هم بود در اختیار دارم تا در موقع مناسب در کتاب خاطراتم به چاپ برسد یا از همین سایت به اطلاع علاقه مندان برسد) نهایتا پدر دادستان محترم غرفه ای در بازارچه گرفت و اشرار به انسان های مومن بدل گشتد بعد از بازارچه نوبت به مرز مجاز بین المللی رسید و کارهای اولیه شامل توجیه و مکاتبات اداری و تحلیل تجارت به روش ترانزیت استقرار گذرنامه و گمرک بین المللی و ثبت در کتاب مختصات را ههای بین المللی انتقال برق به شهر زرنج افغانستان .احداث راه از میلک تا مرکز ولایت نیمروز یعنی شهر زرنج .احداث گمرک برای افغان ها با هدف توسعه تجارت از طریق سیستان و کمک به هند برای احداث جاده از شهر زرنج تا دلارام نقطه ای که جاده سنتو از هرات و فراه عبور کرده و از ولایت نیمروز گذ شته تا به هلمند و قندهار برسد واز آن محود ولایت های جلال آباد و زابل را پشت سر گذاشته و به کابل می رسد در واقع این را ه یک مسیر فرعی است که به جاده سنتو در افغانستان منتهی می شد و برای تجارت دو کشور ایران و افغانستان از مسیر سیستان یک ضرورت بود که خوشبختانه انجام شد کار دیگر که در نوع خود بسیار مهم بود پل میلک بود که داستان مفصل خود را دارد حدود دو سال بررسی آن طول کشید افغان ها خیلی با تاخیر کار ها را انجام می دادند افسران ژئو دزی را پیدا کردند که در دوره حکومت زائر شاه خدمت می کردند و هنگام تعیین مرز حضور داشتند خوشبختانه مطالعات اولیه بازارچه دقیق بود و کار کارشناسی افسران و کارشناسان ستاد کل قوا سازمان جغرافیایی ارتش افسران مرزبانی مسئولین وزارت نیرو و همه کارشناسان ایران متفقا محل را تایید و با کارشناسان افغانستان به توافق رسیدیم و عملیات پل بعد از تامین اعتبار شروع شد(از قبل از شروع عملیات اجرایی پل میلک من به چابهار منتقل شدم و هنوز نیمه تمام بود که برای بار دوم به سیستان آمدم) حالا نوبت منطقه ویژه اقتصادی بود که مطالعات آن آغاز شد و نظریه ها و تحلیل های زیادی وجود داشت جناب آقای ناظری که اکنون فرماندار زابل هستند مسئول مطالعه منطقه ویژه اقتصادی بودند محل ها و جاهای مختلفی مورد بحث قرار گرفت و نهایتا مقرر شد بصورت دو فاز میلک و رامشار مد نظر باشد وقتی به تصویب می رسید من بعنوان کارشناس خبره امنیتی شورای توسعه و امنیت پایدار شرق کشور شامل استان های خراسان رضوی خراسان جنوبی سیستان و بلوچستان کرمان و هرمزگان انجام وظیفه می کردم ودر کارهای اقتصادی نیز صاحب نظر بودم و موفق شدیم این طرح را به تصویب برسانیم کارخانه آرد زابل که تا روز فعال سازی آن 18 سال جلوتر از من بلاتکلیف بود و دستگاه ها در اداره غله (محل مصلای فعلی) خاک می خورد احداث و راه اندازی شد شبکه آب شرب سیستان با همت آقای مهندس شهرکی به سرانجام رسید که امروزه بهترین شبکه آب شرب و بهداشتی ترین در کشور است شهرک صنعتی سیستان در محل محمد آباد (هامون شهر) تصویب واجرا شد کارخانه ریسندگی و بافندگی توسط وزارت صنایع به بهره برداری رسید کاخانه قطعه سازی خودرو که اولین فاز آن دیفرانسیل پراید بود تولید خود را وارد بازار کرد طرح آبرسانی
بر سر مزارع در دستور شورای کشاورزی شهزستان قرار گرفت. سازمان عمران سیستان از تصویب دولت گذشت و کار خود را آغاز کرد کشت های گلخانه ای با ابتکار کارشناس جوان سازمان عمران سیستان آقای منصور بوستانی که در باغچه منزل خود تولید کرده بود و نمونه های محصول خود را در جلسه شورای کشاورزی ارایه کرد مورد توجه جدی قرار گرفت
چاه نیمه چهارم برای سیلاب های مهیب و بزرگ طراحی شد(در سیل سال های 1369و1370حدود 26میلیارد متر مکعب
آب وارد سیستان شد و برای مهار این آبها فکر چاه نیمه چهارم بوجود آمد و مورد توجه دولت قرار گرفت) شهرهای رامشار و میل نادر مطالعه و تصویب شدند و فضای بسیار خوبی برای توسعه سیستان ایجاد شد حالا سیستان در دومناسب برای فغالیت داشت. بستر اول فعالیت های کشاورزی و وابسته به صنایع دامی کشاورزی و شیلاتی اداره کل شیلات سیستان هم در دوره مسئولیت من و با پی گیری های آقای مهندس حجتی استاندار وقت شروع به کار کرد بستر دوم فعلیت های صنعتی و تجاری که نمونه هایی از آن را به اختصار بیان کردم و توضیح بیشتر را در خاطرات دوران خدمت در سیستان آورده ام .