نامه ای به رئیس جمهور/محمد رضایی

به نام خدا
ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران جناب آقای دکتر روحانی
سلام
نخست به رسم مهمان نوازی و ادب تشریف فرمایی شما را به دیار ماسه و حماسه، عطش و آفتاب، سرزمین دست های پینه بسته و دل های فراخ، سیستان، خاستگاه اسطوره های میهنی خوش آمد می گویم و البته دوست دارم به سادگی و زلالی دل پیرمردان و پیرزنان سیستانی و به رسم خودمان حضورتان اعلام دارم که: "خونِه ما پو اَنداز شما"
دیگر این که از روی قدرشناسی، سپاسگزار تلاش های جنابعالی و مجموعه دولت و نیز مدیران استانی در تامین حق آبه هامون و سیستان باشم، چه آن که چیزی که این روزها شاهد آن هستیم همان است که سالیانی ست آرزوی مان بود. اگرچه تا احیای کامل هامون و بهبود اوضاع کشاورزی منطقه و به بار نشستن سنبله های تلاش کشتکاران سیستانی راه درازی مانده است، اما همین که بارقه امید به واسطه جاری شدن آب در هیرمند در دل های ما درخشیدن گرفته است، نشان از تدبیر ارزشمندی دارد که به همراه خود امید می آفریند و زیبنده است که از این رو تلاش همه عزیزان دست اندرکار این واقعه را از پایتخت ایران اسلامی گرفته تا مجموعه استانداری و مدیران شهرستانی، قدردان باشیم
و اما چند کلامی بی پرده با شما
جناب رئیس جمهور محبوب
نمی دانم از کجا و از کی واژه محروم همراه منطقه سیستان شده است اما نیک می دانم که این محرومیت همزاد ما نبوده است و در بستر زمان این وصله ناجور مانند پینه ای نازیبا اطلس ارزشمند سیستان را این گونه لکه دار کرده است. واقعیت این است که آن چه در سیستان امروز شاهد آن هستیم نه زیبنده مردمانی ست که سال های سال در آن بود و باش دارند و نه زیبنده نظام قدرتمند ایران اسلامی و بر همه ماست که تدبیر و تلاش مان را در راهی قرار دهیم که دیگر نشانی از محرومیت به جا نماند. البته تا کنون نیز برای رفع این معضل بزرگ تلاش های بسیاری صورت گرفته است اما نتیجه همه آن تلاش ها فقط تغییر در صورت مسئله بوده است به گونه ای که چند صباحی ست به جای ترکیب "منطقه محروم" از معادل به ظاهر زیباتر آن یعنی "منطقه غیر برخوردار" استفاده می شود اما این تغییرات فقط در همین نکته قابل مشاهده و درک می باشد.
با این توضیح باید اشاره کنم اینک که آفتاب تدبیر و امید و اعتدال بر روزگار مردم ایران زمین طلایه افکنی می کند ما نیز انتظار داریم که از انوار این آفتاب سهمی داشته باشیم، سهمی درخور و ارزنده، مطالبات امروز مردم سیستان نه آن گونه سخت و ناشدنی ست که دولت محترم از عهده آن ها برنیاید و نه آن قدر اندک که فقط در مقیاس رفع محرومیت بگنجد بلکه به اندازه اهمیت و جایگاهی ست که سیستان در جغرافیا و فرهنگ و تاریخ این سرزمین دارد. تعبیر ارزنده "تنگه اُحد" که از سوی مقام معظم رهبری در مورد سیستان به کار برده شده، جامع ترین و بهترین تعریف می باشد، تعریفی که اگر بر اساس آن تدبیر و مداقه کنیم راهکارهای حفظ این تنگه نیز به روشنی قابل درک و دریافت است.
جناب آقای دکتر روحانی
مشکلاتی که امروز گریبانگیر سیستان شده است تنها در یک یا دو بخش خلاصه نمی شود بلکه مجموعه کلاف سردرگمی ست که دست و پای ساکنان این جا را بسته است به گونه ای که اگر کسی را یارای رها شدن از این سردرگمی باشد راه رفتن پیش می گیرد و جلای وطن می کند و اگر هم پای رفتن نداشته باشد باید تمام توان خود را به کار گیرد تا ترتیب دم و بازدم خود را از پس طوفان شن و ماسه حفظ کند آن هم در شرایطی که محلی برای امرار معاش خود و خانواده اش ندارد و از این سخت تر برای هر مرد چه می تواند باشد که شرمنده زن و فرزند خود شود؟
رئیس جمهور گرامی
اگرچه به خوبی می دانیم که یکی از اولویت های امروز مملکت، سپردن امور به مردم است و در این راه خصوصی سازی نقش اصلی دارد اما خصوصی سازی نمی تواند یک نسخه واحد برای همه ایران باشد زیرا در گوشه ای همانند سیستان که زیرساخت ها و بسترهای لازم توسعه از قبل ایجاد نشده است میل به فعالیت های تولیدی و اقتصادی بزرگ وجود ندارد و به گمان این حقیر عدالت آن نیست که سیاست های یکسانی که در تهران یا استان های صنعتی حکمفرماست در این جا نیز رعایت گردد بلکه انصاف آن است که دولت مستقیما وارد عمل شود و بسترهای لازم را همراه با مشوق های لازم برای فعالیت بخش خصوصی ایجاد کند. حذف تشریفات دست و پاگیر اداری و تسهیل در این امور و پرهیز از مدیریت های غیرمسئولانه و غیرکارشناسانه که گاه و بیگاه دیده می شود و دوری جستن از بخشی نگریاز ملزومات اولیه به شمار می رود. حاکمیت یک کلیت متمرکز و هدفمند نیز الزام دیگر امروز سیستان است تا بتوان در سایه آن از توانمندی های بالقوه این منطقه بهترین بهره گرفته شود.
در این جا فقط به یک نکته از توانمندی های سیستان اشاره می کنم و آن هم وزش بادهایی ست که در اغلب اوقات سال در سیستان جریان دارد، نیاکان ما در چندین قرن قبل، این نیروی رایگان را به خدمت گرفتند و برای اولین بار آسیاب های بادی را به چرخش درآوردند و از آن بهره بردند اما امروزه و علیرغم گسترش دانش و فن آوری از این نیروی عظیم و در دسترس هیچ سودی گرفته نمی شود، با این حال حتما جنابعالی هم به بنده و کسانی مثل من حق می دهید که این پرسش را مطرح سازیم که چگونه است که دولت _در همه ادوار خود_ برای گسترش صنایع برق آبی متحمل هزینه های فراوان می شود اما برای بهره بردن از این نیروی خدادادی و فراوان و رایگان هیچ برنامه خاصی ندارد و مقدمات بهره گیری از آن را فرام نمی آورد؟ حال آن که اگر برنامه ریزی دقیقی صورت گیرد با مهار بهینه این نیروی بی انتها می توان از دشت بزرگ سیستان حتی بیشتر از نیاز خود برق تولید نمود و با درآمد ناشی از مقدمات بسیاری از کارها را فراهم ساخت.
آقای دکتر روحانی
می دانم که وقت شما اندک است و گفتن مشکلاتی که در قیاس با مسائل کلان مملکتی به نظر خُرد می آید شایسته نیست اما وسعت نظر شما و گستردگی مشکلات ما باعث می شود تا ادامه دهم، از این رو عرض می کنم که آن چه امروز سیستان و سیستانی به آن نیازمند است سرمایه گذاری عظیم در زیرساخت ها و ایجاد بسترهای لازم جهت توسعه اشتغال و امنیت پایدار برای فعالیت های اقتصادی ست، سیستانی امروز علیرغم تمام مشکلات و نداری ها نیاز به کمک های موقتی که پیش از این مشاهده شده ندارد بلکه بر اساس روایت معروف نیاز به ماهیگیری دارد و نه نیاز به ماهی، و بر شماست که این نیاز را پاسخ گوئید و البته این را به خوبی واقفیم که حل تمام مشکلاتی که در سالیان دراز بر روی هم انباشته شده است به یکباره و در مدت زمان اندک و محدود، ممکن و میسر نیست ولی آن چه ما را به گفتن و خواستن وامی دارد کاردِ به استخوان رسیده ماست و امید ناشی از اعتدال و تدبیر جنابعالی
پس در این خواسته به قدر تدبیر و تلاش خودتان و مجموعه محترم دولت برای سیستان قدمی بردارید.

با سپاس
محمد رضا رضایی