پاسخ به فراخوان مدیریت سایت/علیرضا خسروی

   یادداشتی برتلواسه ی مدیریت سایت     

درسرزمینی که فره وفرهنگ ازهیرمند با شکوه داردوجای جای آن از نام پهلوانان ویلان شاهنامه ارجمندی وبزرگی یافته ونخستین سازوکارهای شهرنشینی بشر راازپگاه تاریخ درمیراث فرهنگی خویش دارد واز فراز خرد همگانی مردمانش با برگزیده یی ازخیل برگزیدگان وبرکشیدگان بشری با خداوند هستی ها چهره به چهره شده ومردم گیتی رابه شنیدن راز راستی ونیکی درگفتارو کرداروپندار فرخوانده اند این سرزمین یک پهنه ی نامدار است که از زابل تا کابل گستردگی دارد.

 

دراین سرزمین تمدن خیز که نشان از فرهنگ ایرانیان داردهر فرزند پسر باتباری رستمانه می بالد وقد برمی کشد وهر فرزند دختر نجابت وسربلندی از گردافرید وبا نوگشسپ به یادگار دارد.مردمان این سرزمین ازدیر ها برآن طریقت بوده اند که آدم(ع)آورده بود وجانها پاکیزه می کردند به نماز،همیشه میزبان بودن ومیهمان را نیکو می داشتند، شال مرگ وزند این مردم نماد گفتگو وچاره اندیشی ها وپیوند های زیبای انسانی است وچادر زنان این سرزمین هنوز پناه  پناه جویان وحرمت مردان است.دراین سرزمین شب چله و نوروز گرامی داشته می شود.شاهنامه زینت بخش هرخانه است ومردمانش به زبان فرخی سیستانی سخن می گویند...این یازدهمین سرزمین نیکوی هست شده از اراده ی اهورامزدا ست  که اهریمن بدسرشت درآنجا جادویی زشت پدیدآورده ،جداسازی هویتی،فقرو جنگ ادامه دار ..از همین دست از نشانه های شیطانی دراین سرزمین است که بیشتر از هر مکان دیگر وافزون برهر زمان دیگر نیازمند نگاه مدیریتی ویژه یست که آشنا به مبانی میراث فرهنگی مشترک  به عنوان راهبرد کلان همگرایی انسانی درسرزمین هیرمند باشد وروشن است که مردان وزنان برخاسته از این جغرافیا وتاریخ شاهنامه خیز دریافتن چاره های زندگی سازوایجاد مدیریت فراگیر شایسته ترند.این راهبرد یاد آوری وتکرار یک سنت ریشه دار شاهنامه یست که هرگاه برای ایران زمین نارسایی پدیدار می شد سپاهیانی از کشمیرو کابل درکنار جهان پهلوان رستم گرد می آمدند وبه گاه رایزنی ،ستاره شناسان کابلستان وپاکرایان زابلستان برشال اندیشه انجمن می کردند.