رازها ورازیگران هیرمند فرمند/علیرضا خسروی

به نام خداوند جان وخرد

رازها ورازیگران هیرمند فرمند

سرزمین هیرمند فره مند کهن ترین نام واژه ی برجای مانده درمتن های دور ایران زمین است .سرزمینی که خاستگاه نخستین زیست بوم های شهرنشینی بشریست.دراین سرزمین،نور آسمانها  وزمین همیشه مورد احترام مردم بوده ونخستین پرسشها از خداوندگار هستی ها از حرکت ماه وستارگان درمدارهای معین بوده وآب وزمین ، زن وزایش همه ازیک روان زایشگر  برخودار بوده اند که ازاراده ی خداوند  ،به سازوکار هستی ،،معنا،،زندگی،، و،،زیبایی،، می بخشیده اند. بی دلیل نیست که متن های تاریخی درراز گشایی از واژه ی زابل نوشته اند که بن مایه ی این واژه از آب وگل برآمده وسپس به زاب وگل وبعد زاول ودرنهایت  به زابل دگرگونی یافته است.کتاب ارجمند تاریخ سیستان تصحیح شادروان ملک الشعرای بهار پس از این نوشته ها،توضیح می دهد که درسیستان از آب وگل خانه ها بسته می شود.این متن تاریخی که به بازگشایی راز نام واژه ی زابل یاری می رساند وبه روشنی نشان  می دهد که دراین سرزمین دیر سال وتاریخمند سنت های کهن معماری وبنایی درساخت وبرآوردن شهرها وخانه ها با خرد ودانایی مردمان این دیارهمیشه همراه بوده.پژوهشهای تازه به درستی وهمسو باهمین نام واژه ی فرمند،گواهان بسیاری را از دل هزاره های پرتکاپوی مردم این سرزمین به دید کرده اند.از تکاپوهای پنج هزار ساله ی  شهر سوخته تا دهانه ی غلامان که روایتگر دوران زرین ومردم زرنگ وبرگزیده کوروش هخامنشی اند ،تا چینه ها وخشت هایی که از فراز کوه خواجه ،آسمان بلند رانشانه رفته اند وازاین فراز تاریخ ،تاج برسرشاهنشاه ایران می گذاشته اند ونظاره گر سرزمینهای سیستان و تورستان وسرزمین های کرانه های سند بود ه اند، تا نجواگران دیگر رازهای فرهنگ وتمدن گاه شرق ،حوض دار وزاهدان کهنه و....همه ی این یادمانهای تنها مانده درغربت روزگار ،گفتگوگرانی پر غوغا وپراز رازهای دانایی وخرد مردمانی هستند که درجاری زمان نخستین پیوند هارا باآّ ب وگل خویش استوار  ساخته اند واز آمیزش آب وگل با سرشت انسانی  به گل و چینه ،خشت ودیوار ،درودرگاه، رف وزیبند،خم وگوشواره زیباترین مفاهیم نخست را درتاریخ معماری وهنرایران به زایش نشسته اند ،زایشی که از دید استاد بزرگ این مکتب، درسبک شناسی معماری ایران دریک مرزبندی به معماری شرقی ایران نامورگردیده .روانشاد پیرنیا سپس با واکاوی واژگان، ژرف معنای، این گستره به واژه ی ،،رازی گر،، دربیان وانتقال مفاهیم عمیق معماری ایرانی می رسند که با ،،رژ،،و،،رایش،،هم وند وهم ریشه است .استاد پیرنیا به این برهان که چون نخستین شعر درخراسان سروده شده وسپس سبکی به نام شعرخراسانی درادبیات به ثبت رسیده ،پس معماری ایران ودرست تر رازیگری ایران شرقی هم باید به  نام سبک خراسانی شناخته شود،که به دیده ی استاد ادامه ی همان سبک پارتی دررازیگری ایرانی است.اما ای کاش استاد از سروده شدن نخستین شعر پارسی بعد ازا سلام دردربار یعقوب لیث صفاری شهریار ایران زمین درسیستان آگاهی داشتند،ای کاش استاد به منزلت کوه خواجه ی سیستان درارایه ی نخستین شواهد رازیگری ایرانی رسیده بودند،ای کاش استاد از طایفه ی اصالتمند وکهن رازهای قلعه نوی سیستان که جملگی پدرپیشه به بنایی ورازیگری روزگار می گذرانند آشنا می بودند وای کاش.. به هرحال در ایران تنها یک واژه است که هم زاد بااسطوره های ایرانی وخاستگاه نخستین اندیشه های نظام مند درحوزه ی جهان نگریهای نخستین ایرانیان است ،،زابل ،،وپیوند آن با آب  وگل که خمیرمایه نخسین مردمان وپروراننده ی کهن ترین رازی گران ایران است.

علیرضا خسروی