سيستانی وضرورت پایداری در شاخصه های فرهنگی و اجتماعی/ارسالی فریبرز فیروزی جهانتیغ

 

مدتی است که از طریق نجواهایی دلنشین ازهمسویی و همنوايی اقشار مختلف سیستانی ازجمله جامعه  دانشگاهی، ،فرهنگی و عموم مردم چه ازطریق گفتگو وچه ازمسیر فضاهای مجازی نسبت به بحران های متعددی که گريبانگير سيستان شده است هشدار داده می شود نمونه بارزش موجی از پاسخ های مبتنی بر منطق و معقول وبا بن مايه  فرهنگی است که  به سخنان نسنجيده و سطحی نگر و غیر فرهنگی معاونت فرمانداری سبزوار داده ميشود که درکمال ناباوری رفتار فردی يک کارگر ساده را به عموم جامعه سيستانی تعميم ميدهد وباعث رنجش آنان ميگردد حال بايد چنين حرکاتی را ازدوجنبه مورد بررسی قرارداد که به زعم من اين موضوع دارای دو نکته مثبت ومنفی ميباشد چراکه اين حرکت سوا از زشتی اش باعث گرديد تا مردم وجوانان و در کل افکارعمومی سيستان حساسيت نشان داده و از اين منظر ايجاد يک همگرايی در بين آنان نمايد و يادآور نکات ضعف ما و کمبودها و کاستی های موجود در سيستان عزيز باشد و نکته منفی نيز اين است که چرا بايد ما آنقدر از مسائل فرهنگی و هويتی خويش غافل بمانيم که يک شخص بخود اجازه دهد دررسانه به هويت و فرهنگ ما توهين کند بنظر ميرسد آنچه باعث عقب ماندگی ومحجوريت سيستان شده است تنها قهر طبيعت وخشکسالی نيست بلکه بنظر بنده ريشه های اين واپس گرایی بيشتر از آنکه متوجه مسئولین باشد به پيکره جامعه ارتباط دارد وآن بحران هویتی است که باکمال تاسف گريبان مردم مارا گرفته است اين يک معضل مهم وعميق است زيرا شاید بتوان مسایلی همچون مرز،امنیت،هامون و... رابا همت و تلاش مسئولین درمیان میان مدت حل کرد هر چند ضعف اقتصادی منطقه وعدم رشد اقتصاددمحلی وکم کاری دولت را نيز نبايد ناديده گرفت اما آنچه مرا نگران ميکند استمرار  بحران هویتی است که شالوده وجودی سيستان را بعنوان يک تمدن کهن ومردمش را بعنوان مردمان تمدن ساز در برگرفته و ازبين خواهد برد ترديد نداشته باشيد که اگرجامعه فکری وفرهنگی سيستان حساسيت موجود را درک نکنند وبرای عبورازاين برهه حساس بدنبال يک راهکار نباشند قطعا درآينده چيزی به عنوان هويت سيستانی باقی نخواهد ماند تا از آن دفاع کرد

.برای روشن شدن مطلب ابتدابه تعریفی ازهویت می پردازم ..
علی‌الطایی می‌نویسد: «هویت، عبارت است از مجموعه خصوصیات و مشخصات اساسی اجتماعی، فرهنگی، روانی، فلسفی، زیستی و تاریخی همسان که به رسایی و روایی بر ماهیت یا ذات گروه، به معنای یگانگی یا همانندی اعضای آن با یکدیگر، دلالت کند و آنان را در یک ظرف زمانی و مکانی معیّن به طور مشخص و قابل قبول و آگاهانه از سایر گروهها و افراد متعلق به آنها متمایز سازد.» 
بنابراین، هویت مجموعه خصایلی است که موجب تمایز یک فرد از هم نوعانش شده و تعلق او را به گروه خاص بیان می‌دارد و ارزشهای او را از ارزشهای دیگران متمایز ساخته و هویت جمعی او را تعریف می‌کند. به تعبیر احمد اشرف:
«
هویت به معنی هستی و وجود است؛ چیزی که وسیله شناسایی فرد باشد؛ یعنی مجموعه خصایل فردی و خصوصیات رفتاری که از روی آن فرد به عنوان یک گروه اجتماعی شناخته شود و از دیگران متمایزگردد.» به تعبیر دیگر، هویت، مجموعه خصایل و مشخصاتی است که «ما» را از «دیگران» مشخص و متمایز می‌سازد.

اما سوال این است که آیا هویتی بنام هویت سیستانی وجود دارد؟ قطعا چنين است : چرا که  اين تعريف برای مامردم سیستان تحت عنوان هویت سیستانی صدق می کند هویت صورت های مختلف دارد وبرای ما آنچه درحال حاظر دارای اهميت بوده وبايد به آن بپردازيم  و مربوط به بحث ما میشود هویت منطقه ای(بومی) است که دردل هويت ملی ما جادارد اینجاست که هویت ما با زادگاه مان و با نام بزرگانی که شناسنامه و برند منطقه ما هستند گره میخورد  اما علایم بحران هویت دربين سیستانیها کدامند .علايم ونشانه هايی که باعث ايجاد اين ذهنيت ميگردد که سيستانيها نسبت به هويت خود بی تفاوت شده و يا ارزششهای قومی خود را فراموش کرده اند.

چه تعداد ازما سیستانیها درمنزل خود یک دست لباس سیستانی داریم (از پوشش خود بيگانه شده ايم)که حداقل درمراسم خاص آنرا بدون خجالت بپوشیم ،چه تعداد ازما بافرزندان خود بیشتر ازاینکه فارسی صحبت کنیم سیستانی حرف می زنیم (با گويش خود بيگانه شده ايم)،چه تعداد از ما در مراسم شادی خود اولویت رابه  دهل وساز نسبت به اورگ ودیگر ابزار وارداتی ميدهيم (باهنر خود بيگانه شده ايم) ،آیا انکار قوميت وهويت سيستانی( هويت گريزی) توسط بسياری ازما سيستانيها نشانه ای برای اين بحران نيست  پرسش اين است که چرا بجای ايستادن پايمردی برسر هويتمان  وباسازی آن با عملکردخود ساده ترين راه را انتخاب ميکنيم وکلا هويت خود را انکار ميکنيم  اين همان سوالی است که نه تنها ذهن بسياری از دلسوزان هويت سيستانی را درگيرکرده است بلکه مايه ترس آنان شده است زيرا به روشنی ميدانند آنچه سيستان را نابود خواهد کرد خشکسالی نيست بلکه گم شدن هويت سيستانی است  واينجاست که بحران را بايد با تمام وجود حس کرد بحران هويت ويا هويت گريزی روی سخنم با تمامی فرزندان سيستان است بگوييد چه چيز باعث شده است که ما با اينهمه پيشرفت علمی وتکنولوژی امروزه به جايی رسيده ايم که قادر نيستيم ازآنچه پيشينيانمان برايمان به ارث گزارده اند دفاع کنيم سيستانيها به نسبت جمعيت بيشترين تحصيلکرده های ايران رادارند اما هيچ نقشی درساخت فرهنگ کشور ندارند حتی قادر به حمايت از فرهنگ خود نيستند درصورتی که هزار سال قبل بانی احيای زبان ملی وپيشگام استقلال ايران بودند حالا چه اتفاقی افتاده است که اين مردم به نقطه ای رسيده اند که نه تنها در ساخت هويت جديد ايرانی نقشی کمرنگ دارند بلکه قادر به حفظ هويت خود نيز نيستند اين همان بحرانی است که من نگرانش هستم وبدنبال کشف چرای آن واميدوارم برای اولين گام  هر سیستانی شناختی از هویت خود داشته باشدوخود راموظف کند با رفتارها وعملکردهای خود سفيری برای روشنگری افکار عمومی کشور در جهت ارتقای منزلت سيستاني باشد زبان آداب و رسوم خود ومليت خود را انکار نکند.اين مطلب طولانی است وبايد بيشتر واکاوی گردد .

فریبرز فیروزی جهانتیغ