علیرضا خسروی
به نام خداوند بخشنده ومهربان
کتاب تاریخ سیستان دربرشمردن فضایل سیستان درجایی که به توان پهلوانی ورزم آوری مردم وشمایل دفاعی شهر می پردازد اینگونه می نویسد: ...ومردان مرد حربی باشند وبه حرب وشوریدن سلاح عادت کرده باشند،که آن ایشان رااز خردی تا بزرگی پیشه باشد،وبه تعلیم ،،جنگ ومقاتله آموخته باشند...ویا درگفتگوی ضحاک با گرشاسپ ،،گرشاسپ به ضحاک یادآورمی شود که اینجا سیوستان است نه شبستان، وسیو مرد مرد راگفتندی بدان روزگار...به دیده ونوشته ی همین کتاب بنیان گزار سیستان جهان پهلوان گرشاسپ است واین سرزمین همواره زیستگاه جهان پهلوانان ایران زمین ،نریمان و سام وزال ورستم دستان ودیگران بوده ،پهلوانانی که از مادربرای دفاع از مرزهای تاریخی وفرهنگی ایران زمین زاده شده اند.وفق گزارش ارجمند شاهنامه پهلوانان سیستان همیشه در دونقش برای ایران زمین دیده شده اند .نقش نخست پاسداری ودفاع از مرزها ی فرهنگی با زور وتوان خدادادی :
سپاهی فراوان بر پیلتن---زکشمیرو کابل شدند انجمن..
نقش دوم:نقش مشورت ورایزنی درامور برجسته کشوربوده برای نمونه دربحران حاکمیتی پادشاهی کی لهراسپ از پهلوانان وردان وستاره شناسان زابل یاری خواسته می شود:
ززابل بخواه وزکابل بخواه---بدان تا بیایند با ما براه
شدند انجمن موبدان وردان---ستاره شناسان وهم بخردان
همه سوی دستان نهادند روی—ززابل به ایران نهادند روی..
زیاده براینها بنا برنوشته های تاریخی موجود سواران سیستانی همیشه درسخت ترین بخش سپاه آرایش می شدند.وسیستان را سرزمین سپاه نیز ثبت کرده اند.درروزگار هخامنشیان تاساسانیان وسپاهیان سیستانی بهترین ها بوده اند وکوروش هخامنشی به آنان لقب یاریگر داده ودرروزگار ساسانیان ولیعهد برای آموزشهای لشکر آرایی وکشورداری به سیستان فرستاده می شد همانگونه که درروزگار پهلوانان ،سیاوش پسر کیکاوس وبهمن پسر اسفندیار برای پرورش به سیستان نزدرستم فرستاده شدند.برخی از پژوهشگران درریشه شناسی واژه سکستان ،سرزمین سکاها، واژه سک را بسیار سخت ومحکم معنا کرده اند که با منش پهلوانان شاهنامه همخوانی نشان می دهد.

(عکس : شهید میرحسینی)
راز برجستگی سرزمین سیستان بنابر متن های مانده درفهم آموزه های توحید،همدلی وهمگرایی انسانی،منش پهلوانی ونگاه کلان به منافع ملی و...بوده وبه سبب همین پیشینه از دید متن های کهن سیستان خاستگاه فره وفرهنگ ایران زمین است که برای بهروزی ورستگاری ایرانیان در روزگار پایانی گیتی نیزرسالتمند است. سگزیان،سیستانیها،درتاریخ ایران همیشه درجایگاه ویژه ای قرارداشته اند.همین میراث فرهنگی ریشه داراست که درهمیشه دوران دراین سرزمین هرفرزند پسر با غیرت رستمانه وهر فرزند دختر با غرور وشرافت گردآفریدوبانو گشسپ بدنیا می آیند.حضور پر شور وغیرتمندانه فرزندان گردن فراز سیستان در حماسه دفاع هشت ساله برگ های پرواژه یی ازآفرینش های تازه درحوزه ی اسطوره های ملی است.باید بیاد آورد که درهنگام جنگ تحمیلی سیستان طاغوت زده از منظر زیرساخت ها هیچ است.همه راههای روستایی خاکی وشنی اند وحتی راه اصلی زابل به زاهدان اسفالت کامل نیست.برق وآب لوله کشی وبسیاری از نیازمندیهای زیستی را ندارند اما خمیرمایه روشن وفطرت زلال ونورانی مردمان سیستان گوهرهای پاکیزه ای را از دورترین نقاط سیستان برای رسالت نقش تاریخی واسطوره ای وپای بندی ارزشها به جبهه ها روانه کرد.ازروستای شهید عنایت سیزده ساله تا شهر زابل همه راه خاکی بودامانوجوانی مصمم واستوار پادرراهی نهاده بود که رسالتی بزرگ رادرپیش داشت رسالتی که می باید بازوبند رستم رابه سردارسرفراز شهید میرحسینی می رساند تا فرزندان ونوادگان اسطوره وتاریخ ،شهید عالی،شهید خدری ،شهید صاحب زاده،شهید فتحی ،شهیددهقان،شهید بشارتی....آسمان این سرزمین را غرق درستاره های غیرت وغرورکنندو درمیدانی بایستند که امام حسین(ع) مردمان را به یاری فراخانده بود.راهی از باور وآگاهی که با قران وعترت پیوند دارد وبه سوی او که خداوند هستی هاست جریان دارد.جریانی بی پایان وبی انتها تانگویند که ماعهد فراموشانیمُ...
علیرضا خسروی-شهریور 92