کیاوش و بیمه(نویسنده استاد غلامرضا عمرانی)

به نام او

كياوش و بيمه

كياوش يكي از nvâsa:-go (= نوه‌ها)ست؛ صرفا يكي از نوه‌ها؛ نه بزرگ‌ترينشان و نه زرنگ‌ترينشان؛ اما در عمل قضايا طور ديگريست؛ مثلا گاهي بازي‌گوش مي‌شود و اگر در آن موقعيت نياز به هم‌بازي داشته‌باشد، تو را، آري همين «تو» را- بخواهي يا نخواهي؛ در هر سن و سالي هستي، باش- به بازي مي‌كشاند؛ درست مثل بيمه‌ي درماني؛ به ترفندهاي گوناگون همه بايد بيمه باشند؛ راه ديگري نمي‌گذارد؛ درست هم‌چنان كه كياوش راه ديگري نمي‌گذارد! البته يادمان باشد كه كياوش تازه الآن پا به دوم ابتدايي گذاشته‌است.

خب؛ به بازي تن در مي‌دهي؛ يعني گزيري نيست؛ راه هزار چاره‌گر از چارسو بسته ‌است! درست مثل بيمه‌ي درماني؛ حالا بازي هرچه هست، باشد؛ البته اغلب ابتكاري است و افتخار ابتكارش هم به كياوش مي‌رسد؛ درست مثل بيمه‌ي درماني؛ هر روز يك برنامه‌ي تازه و ابتكاري!

در ميانه‌ي بازي ناگهان دست از آنِ تو مي‌شود؛ به زبان ساده‌تر مي‌بري؛ مثلا مهره‌هاي زردت برنده شده‌است؛ بي‌بروبرگرد مي‌بيني كياوش با قيافه‌ي حق‌به جانب اعتراض مي‌كند؛ درست مثل بيمه‌ي درماني؛  كه:

«مهره‌ي زرد؟! مهره‌ي زرد كه جزو بازي نيست؛ اصلا نبوده»!

كي و كجا نبوده يا اصلا اعلام شده و تو در جريان نيستي، بماند؛ بايد براي اين اشتباه جريمه هم بپردازي؛ درست مثل بيمه‌ي درماني. راهي نمي‌ماند؛ با مهره‌ي قرمزت ... و ... سبزت و ... ؛ نه؛ فايده ندارد؛ زحمت نكش؛ كياوش تنها برنده‌ي اين بازي است؛ درست مثل بيمه‌ي درماني! اين يكي آزمايش آزاد است؛ آن يكي مربوط به بيمه نمي‌شود؛ اين هم كه صددرصد مخارجش برعهده‌ي تو، يعني شخص بيمه‌شده است و اين هم كه ...؛ بگذار ببينم؛ نه؛ اين كه اصلا! از اول هم جزو بازي، يعني بيمه نبوده! حالا چرا؟ فقط خدا داناست!

... و چنين مي‌شود كه مي‌بيني تو با اين همه سن و سال و تجربه و چه و چه و چه و جز آن مي‌دوي و به گرد بيمه- ببخشيد به گرد كياوش- نمي‌رسي!

در اين ميانه هيچ كس هم نمي‌پرسد كياوش را- ببخشيد بيمه را- چه شده است كه يك ماه درآمدت را بابت يك آزمايش مي‌بلعد و منت بيمه بودن هم بر سرت مي‌گذارد؛ درست مثل بيمه‌ي درماني؛ نه؛ ببخشيد؛ اين بار ديگر اشتباه شد؛ درست مثل كياوش؛.

 

اما راستي، يك تفاوت ميان كياوش و بيمه هست؛ كياوش را مي‌تواني ببيني و به حرف بكشي و سؤال‌پيچ كني و مؤاخذه كني و ...؛ اگرچه گوش نمي‌دهد؛ درست مثل بيمه‌ي درماني؛ يا اگر گوش بدهد هم هزار بهانه در آستين دارد؛ به هر حال حضور كه دارد؛ اما آن يكي را چه؟ كسي هست كه پاسخ‌گو باشد؟ معمولا نه! درست مثل كياوش!